دیجیتال مارکتینگ (Digital Marketing) به مجموعهای از فعالیتهای بازاریابی گفته میشود که از طریق اینترنت و ابزارهای دیجیتال مثل کامپیوتر، تلفن همراه، تبلت و سایر دستگاههای هوشمند انجام میشود.
این نوع بازاریابی شکلهای گوناگونی دارد، از جمله:
دیجیتال مارکتینگ و بازاریابی درونگرا (Inbound Marketing) بهراحتی با یکدیگر اشتباه گرفته میشوند، و این موضوع کاملاً طبیعی است. بازاریابی اینترنتی از بسیاری از ابزارهایی استفاده میکند که بازاریابی درونگرا نیز بهکار میگیرد. مانند ایمیل و محتوای آنلاین. هر دو با هدف جلب توجه مخاطبان در مسیر خرید و تبدیل آنها به مشتری وجود دارند. اما این دو رویکرد دیدگاه متفاوتی نسبت به رابطهی میان ابزار و هدف دارند.
بازاریابی اینترنتی بر این تمرکز دارد که چگونه ابزارها یا کانالهای دیجیتال میتوانند مخاطبان بالقوه را به مشتری تبدیل کنند. استراتژی دیجیتال مارکتینگ یک برند ممکن است از چندین پلتفرم استفاده کند یا تمام تلاش خود را روی یک کانال متمرکز سازد. برای مثال، ممکن است شرکتی بیشتر تمرکز خود را بر تولید محتوا برای شبکههای اجتماعی و کمپینهای ایمیل مارکتینگ بگذارد و سایر مسیرهای بازاریابی اینترنتی را نادیده بگیرد.
در مقابل، بازاریابی درونگرا یک مفهوم جامع و کلنگر است. این روش ابتدا هدف را در نظر میگیرد، سپس بررسی میکند کدام ابزارها بهطور مؤثر میتوانند به مشتریان هدف دسترسی پیدا کنند، و در نهایت تعیین میکند این کار در کدام مرحله از قیف فروش باید انجام شود.
به عنوان مثال، فرض کنید میخواهید ترافیک وبسایت خود را افزایش دهید تا سرنخها و مشتریان بالقوه بیشتری جذب کنید. در این صورت، میتوانید هنگام توسعه استراتژی بازاریابی محتوایی خود، بر بهینهسازی موتور جستوجو (SEO) تمرکز کنید که در نتیجه محتوای بهینهتری شامل وبلاگها، صفحات فرود (Landing Pages) و موارد دیگر خواهید داشت.
مهمترین نکتهای که باید درباره دیجیتال مارکتینگ و بازاریابی درونگرا به خاطر بسپارید این است که، بهعنوان یک بازاریاب، نیازی نیست بین آن دو یکی را انتخاب کنید. در واقع، این دو در کنار هم بهترین عملکرد را دارند. بازاریابی درونگرا ساختار و هدفی مشخص برای فعالیتهای بازاریابی اینترنتی فراهم میکند و تضمین مینماید که هر کانال بازاریابی آنلاین در جهت یک هدف مشترک عمل کند.
بازاریابی شبکههای اجتماعی به معنای جذب ترافیک و افزایش آگاهی از برند از طریق تعامل آنلاین با مخاطبان است. شما میتوانید از بازاریابی شبکههای اجتماعی برای معرفی برند، محصولات، خدمات، فرهنگ سازمانی و غیره استفاده کنید. با توجه به اینکه میلیاردها نفر زمان خود را در شبکههای اجتماعی صرف تعامل میکنند، تمرکز بر این نوع بازاریابی میتواند بسیار ارزشمند باشد.
محبوبترین پلتفرمهای دیجیتال برای بازاریابی شبکههای اجتماعی شامل فیسبوک، ایکس (توییتر سابق) و اینستاگرام هستند، و LinkedIn و YouTube نیز جایگاه بالایی دارند. انتخاب پلتفرم مناسب بستگی به اهداف و مخاطبان شما دارد. برای مثال، اگر میخواهید سرنخهای جدیدی برای استارتاپ فینتک خود پیدا کنید، هدفگیری مخاطبان در LinkedIn مناسب است چون متخصصان صنعت در این پلتفرم فعال هستند. از سوی دیگر، تبلیغات در اینستاگرام ممکن است برای برند B2C که روی مصرفکنندگان جوان تمرکز دارد، مناسبتر باشد.
از آنجا که بازاریابی شبکههای اجتماعی مستلزم تعامل فعال مخاطبان است، به یک روش محبوب برای جلب توجه تبدیل شده است. این نوع بازاریابی دارای شاخصهای تعامل داخلی است که به شما کمک میکند بفهمید تا چه میزان به مخاطبان خود دسترسی دارید. شما میتوانید تعیین کنید کدام نوع تعامل برایتان مهمتر است. چه تعداد اشتراکگذاری، کامنت یا کلیکهای سایت شما باشد.
هدف مستقیم خرید همیشه هدف بازاریابی شبکههای اجتماعی نیست. بسیاری از برندها از این روش برای شروع گفتگو با مخاطبان استفاده میکنند، نه تشویق آنها به خرید فوری. این موضوع خصوصاً برای برندهایی که مخاطبان مسنتر دارند یا محصولاتی ارائه میدهند که خرید آنها فوری و احساسی نیست، رایج است.
برای ایجاد یک استراتژی مؤثر بازاریابی شبکههای اجتماعی، رعایت بهترین شیوهها ضروری است:
- ویدئوهای تبلیغاتی در پلتفرمهایی مثل آپارات و یوتیوب
- تبلیغات نمایشی در سایتها
- تبلیغات در موتورهای جستوجو مانند گوگل
- تبلیغات در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، تلگرام، لینکدین و ایکس (توییتر سابق)
- و همچنین تولید و انتشار پست در شبکههای اجتماعی برای افزایش تعامل با مخاطبان
- شبکههای اجتماعی (اینستاگرام، لینکدین، تلگرام، ایکس)
- تبلیغات کلیکی (Google Ads یا تبلیغات در سایتهای ایرانی مثل یکتانت و صباویژن)
- سئو و بهینهسازی سایت برای موتورهای جستوجو
- ایمیل مارکتینگ و پیامک تبلیغاتی
دیجیتال مارکتینگ یا بازاریابی آنلاین، به مجموعه فعالیتهایی گفته میشود که برای معرفی و ترویج برندها از طریق اینترنت و ابزارهای ارتباطی دیجیتال انجام میشود. هدف اصلی آن برقراری ارتباط مؤثر با مشتریان بالقوه و تبدیل آنها به مشتریان وفادار است.
این نوع بازاریابی فقط به تبلیغات اینترنتی در سایتها محدود نمیشود، بلکه شامل ایمیل مارکتینگ، بازاریابی در شبکههای اجتماعی، تبلیغات آنلاین در وبسایتها، پیامک تبلیغاتی، و حتی ارسال پیامهای چندرسانهای (MMS) نیز هست.
به بیان ساده، هر کمپین یا فعالیت بازاریابی که از طریق ابزارهای دیجیتال انجام شود، نوعی دیجیتال مارکتینگ محسوب میشود.
بازاریابی درونگرا در مقابل دیجیتال مارکتینگ
دیجیتال مارکتینگ و بازاریابی درونگرا (Inbound Marketing) بهراحتی با یکدیگر اشتباه گرفته میشوند، و این موضوع کاملاً طبیعی است. بازاریابی اینترنتی از بسیاری از ابزارهایی استفاده میکند که بازاریابی درونگرا نیز بهکار میگیرد. مانند ایمیل و محتوای آنلاین. هر دو با هدف جلب توجه مخاطبان در مسیر خرید و تبدیل آنها به مشتری وجود دارند. اما این دو رویکرد دیدگاه متفاوتی نسبت به رابطهی میان ابزار و هدف دارند.
بازاریابی اینترنتی بر این تمرکز دارد که چگونه ابزارها یا کانالهای دیجیتال میتوانند مخاطبان بالقوه را به مشتری تبدیل کنند. استراتژی دیجیتال مارکتینگ یک برند ممکن است از چندین پلتفرم استفاده کند یا تمام تلاش خود را روی یک کانال متمرکز سازد. برای مثال، ممکن است شرکتی بیشتر تمرکز خود را بر تولید محتوا برای شبکههای اجتماعی و کمپینهای ایمیل مارکتینگ بگذارد و سایر مسیرهای بازاریابی اینترنتی را نادیده بگیرد.
در مقابل، بازاریابی درونگرا یک مفهوم جامع و کلنگر است. این روش ابتدا هدف را در نظر میگیرد، سپس بررسی میکند کدام ابزارها بهطور مؤثر میتوانند به مشتریان هدف دسترسی پیدا کنند، و در نهایت تعیین میکند این کار در کدام مرحله از قیف فروش باید انجام شود.
به عنوان مثال، فرض کنید میخواهید ترافیک وبسایت خود را افزایش دهید تا سرنخها و مشتریان بالقوه بیشتری جذب کنید. در این صورت، میتوانید هنگام توسعه استراتژی بازاریابی محتوایی خود، بر بهینهسازی موتور جستوجو (SEO) تمرکز کنید که در نتیجه محتوای بهینهتری شامل وبلاگها، صفحات فرود (Landing Pages) و موارد دیگر خواهید داشت.
مهمترین نکتهای که باید درباره دیجیتال مارکتینگ و بازاریابی درونگرا به خاطر بسپارید این است که، بهعنوان یک بازاریاب، نیازی نیست بین آن دو یکی را انتخاب کنید. در واقع، این دو در کنار هم بهترین عملکرد را دارند. بازاریابی درونگرا ساختار و هدفی مشخص برای فعالیتهای بازاریابی اینترنتی فراهم میکند و تضمین مینماید که هر کانال بازاریابی آنلاین در جهت یک هدف مشترک عمل کند.
چرا بازاریابی آنلاین مهم است؟
هر نوع بازاریابی میتواند به رشد کسبوکار شما کمک کند. با این حال، بازاریابی اینترنتی بهدلیل در دسترس بودن گستردهی کانالهای دیجیتال اهمیت بیشتری یافته است. از شبکههای اجتماعی گرفته تا ایمیل، روشهای زیادی برای استفاده از تاکتیکهای دیجیتال مارکتینگ برای برقراری ارتباط با مخاطبان هدف وجود دارد. علاوه بر این، بازاریابی دیجیتال معمولاً به سرمایهگذاری اولیهی کمی نیاز دارد و به همین دلیل، برای کسبوکارهای کوچک روشی مقرونبهصرفه محسوب میشود.استراتژیهای دیجیتال مارکتینگ برای B2B و B2C
استراتژیهای بازاریابی آنلاین هم برای شرکتهای B2B (کسبوکار به کسبوکار) و هم B2C (کسبوکار به مصرفکننده) مؤثر هستند، اما بهترین روشها بین این دو نوع کسبوکار متفاوت است. در ادامه نگاهی نزدیکتر به نحوه استفاده از دیجیتال مارکتینگ در هر کدام داریم:- مشتریان B2B معمولاً فرآیند تصمیمگیری طولانیتری دارند و در نتیجه قیف فروش طولانیتری دارند. برای این مشتریان، استراتژیهای مبتنی بر ایجاد رابطه بهتر عمل میکنند، در حالی که مشتریان B2C معمولاً بهتر به پیشنهادها و پیامهای کوتاهمدت پاسخ میدهند.
- معاملات B2B معمولاً بر پایه منطق و شواهد هستند، که بازاریابان حرفهای B2B آن را ارائه میدهند. محتوای B2C بیشتر احساسی است و بر ایجاد حس خوب در مشتری نسبت به خرید تمرکز دارد.
- تصمیمات B2B معمولاً نیاز به نظر بیش از یک نفر دارند. محتوا و مواد بازاریابی که این تصمیمات را بهتر هدایت میکنند، معمولاً قابل اشتراکگذاری و دانلود هستند. مشتریان B2C، برعکس، بیشتر به ارتباط یکبهیک با برند اهمیت میدهند.
انواع بازاریابی دیجیتال
در دیجیتال مارکتینگ، تخصصهای مختلفی وجود دارد که هرکدام با روشهای متفاوت تعامل با مخاطب مرتبط هستند. در ادامه چند نمونه مهم آورده شده است:بهینهسازی موتور جستوجو (SEO)
بهینهسازی موتور جستوجو یا SEO، بهطور فنی یک ابزار بازاریابی است و نه خود بازاریابی اینترنتی. اغلب به آن «هنر و علم» گفته میشود. بخش علمی SEO اهمیت بیشتری دارد. SEO یک علم است زیرا نیازمند تحقیق و ارزیابی عوامل مختلف برای رسیدن به بالاترین رتبه در صفحه نتایج موتور جستوجو (SERP) است. امروزه مهمترین عناصر برای بهینهسازی یک صفحه وب عبارتند از:- کیفیت و یکتایی محتوا
- بهینهسازی عناصر کلیدی برای کلمه کلیدی هدف (URL، تگ عنوان، H1، زیرعنوانها)
- میزان تعامل کاربران (مدت زمان حضور در صفحه، نرخ پرش)
- تعداد و کیفیت لینکهای ورودی (Backlink)
- لینکدهی داخلی
1. بازاریابی محتوا
همانطور که گفته شد، کیفیت محتوا یکی از اجزای کلیدی صفحات بهینهشده است. به همین دلیل، سئو نقش مهمی در بازاریابی محتوا دارد، که استراتژی بازاریابی آنلاین مبتنی بر توزیع محتوای مرتبط و ارزشمند به مخاطب هدف است. هدف بازاریابی محتوا، جذب سرنخهایی است که در نهایت به مشتری تبدیل میشوند، اما این کار بر خلاف تبلیغات سنتی انجام میشود. به جای اینکه مشتریان بالقوه را با ارزش احتمالی یک محصول یا خدمت جذب کند، محتوا ارزش رایگان ارائه میدهد، مانند:- پستهای وبلاگ
- کتابهای الکترونیکی
- خبرنامهها
- متنهای ویدئو یا صوت
- مقالات سفید (Whitepapers)
- اینفوگرافیکها
- ۸۴٪ مصرفکنندگان انتظار دارند شرکتها تجربه محتوایی سرگرمکننده و مفید ارائه دهند
- ۶۲٪ شرکتهایی که حداقل ۵۰۰۰ کارمند دارند، روزانه محتوا تولید میکنند
- ۹۲٪ بازاریابان معتقدند شرکتشان محتوا را بهعنوان دارایی مهم ارزشگذاری میکند
2. بازاریابی شبکههای اجتماعی
بازاریابی شبکههای اجتماعی به معنای جذب ترافیک و افزایش آگاهی از برند از طریق تعامل آنلاین با مخاطبان است. شما میتوانید از بازاریابی شبکههای اجتماعی برای معرفی برند، محصولات، خدمات، فرهنگ سازمانی و غیره استفاده کنید. با توجه به اینکه میلیاردها نفر زمان خود را در شبکههای اجتماعی صرف تعامل میکنند، تمرکز بر این نوع بازاریابی میتواند بسیار ارزشمند باشد.
محبوبترین پلتفرمهای دیجیتال برای بازاریابی شبکههای اجتماعی شامل فیسبوک، ایکس (توییتر سابق) و اینستاگرام هستند، و LinkedIn و YouTube نیز جایگاه بالایی دارند. انتخاب پلتفرم مناسب بستگی به اهداف و مخاطبان شما دارد. برای مثال، اگر میخواهید سرنخهای جدیدی برای استارتاپ فینتک خود پیدا کنید، هدفگیری مخاطبان در LinkedIn مناسب است چون متخصصان صنعت در این پلتفرم فعال هستند. از سوی دیگر، تبلیغات در اینستاگرام ممکن است برای برند B2C که روی مصرفکنندگان جوان تمرکز دارد، مناسبتر باشد.
از آنجا که بازاریابی شبکههای اجتماعی مستلزم تعامل فعال مخاطبان است، به یک روش محبوب برای جلب توجه تبدیل شده است. این نوع بازاریابی دارای شاخصهای تعامل داخلی است که به شما کمک میکند بفهمید تا چه میزان به مخاطبان خود دسترسی دارید. شما میتوانید تعیین کنید کدام نوع تعامل برایتان مهمتر است. چه تعداد اشتراکگذاری، کامنت یا کلیکهای سایت شما باشد.
هدف مستقیم خرید همیشه هدف بازاریابی شبکههای اجتماعی نیست. بسیاری از برندها از این روش برای شروع گفتگو با مخاطبان استفاده میکنند، نه تشویق آنها به خرید فوری. این موضوع خصوصاً برای برندهایی که مخاطبان مسنتر دارند یا محصولاتی ارائه میدهند که خرید آنها فوری و احساسی نیست، رایج است.
برای ایجاد یک استراتژی مؤثر بازاریابی شبکههای اجتماعی، رعایت بهترین شیوهها ضروری است:
- تولید محتوای باکیفیت و جذاب
- پاسخگویی حرفهای به نظرات و پرسشها
- ایجاد برنامه زمانبندی برای انتشار محتوا
- پستگذاری در زمان مناسب
- استخدام مدیر شبکههای اجتماعی برای حمایت از فعالیتهای بازاریابی
- شناخت مخاطب و شبکههای اجتماعی که بیشترین فعالیت را در آنها دارد
3. بازاریابی کلیکی (PPC)
بازاریابی کلیکی یا PPC نوعی دیجیتال مارکتینگ است که در آن شما به ازای هر بار کلیک روی تبلیغات دیجیتال خود، مبلغی پرداخت میکنید. به جای پرداخت مبلغ ثابت برای نمایش مداوم تبلیغات، تنها برای تبلیغاتی که افراد با آنها تعامل دارند، هزینه میکنید. یکی از رایجترین انواع PPC، تبلیغات موتور جستوجو است و از آنجا که گوگل محبوبترین موتور جستوجو است، بسیاری از کسبوکارها از Google Ads استفاده میکنند. وقتی جایگاهی در صفحه نتایج موتور جستوجو (SERP) خالی باشد، موتور جستوجو آن را بهصورت یک مزایده فوری پر میکند. الگوریتم گوگل هر تبلیغ را بر اساس عوامل مختلفی اولویتبندی میکند، از جمله:- کیفیت تبلیغ
- مرتبط بودن کلمه کلیدی
- کیفیت صفحه فرود
- میزان پیشنهاد قیمت (Bid Amount)
4. بازاریابی همکاری در فروش
بازاریابی همکاری در فروش یک تاکتیک دیجیتال مارکتینگ است که به افراد امکان میدهد با تبلیغ کسبوکار دیگران، درآمد کسب کنند. شما میتوانید به عنوان تبلیغکننده یا صاحب کسبوکار عمل کنید، اما روند کار یکسان است. این روش بر اساس مدل تقسیم درآمد عمل میکند. اگر شما همکاری در فروش هستید، هر بار که کسی محصول تبلیغشده توسط شما را خریداری کند، کمیسیون دریافت میکنید. اگر شما صاحب کسبوکار هستید، به ازای هر فروش که همکاری در فروش به شما کمک میکند، به او پرداخت میکنید. برخی از بازاریابان همکاری در فروش، محصولات یک شرکت را بررسی میکنند، مثلا در وبلاگ یا سایتهای ثالث. دیگران با چندین فروشنده همکاری دارند. چه بخواهید همکاری در فروش باشید و چه یکی را پیدا کنید، اولین قدم برقراری ارتباط با طرف مقابل است. میتوانید از کانالهای دیجیتال طراحیشده برای ارتباط همکاریها با فروشندگان استفاده کنید یا یک برنامه همکاری با یک فروشنده را شروع یا به آن بپیوندید. اگر شما فروشنده هستید و تصمیم دارید مستقیماً با همکاریها کار کنید، کارهای زیادی میتوانید انجام دهید تا برنامه شما برای تبلیغکنندگان جذاب شود. باید ابزارهای لازم برای موفقیت را در اختیار آنها قرار دهید، از جمله مشوقها برای نتایج خوب و ابزارهای بازاریابی و محتوای آماده.5. تبلیغات بومی
تبلیغات بومی نوعی دیجیتال مارکتینگ پنهان است که هدف آن ترکیب شدن با محتوای اطراف خود و کاهش حس تبلیغاتی بودن است. این نوع تبلیغ برای پاسخ به بیاعتمادی کاربران ایرانی نسبت به تبلیغات سنتی آنلاین ایجاد شده است. کاربران میدانند که سازنده تبلیغ برای نمایش آن هزینه پرداخت میکند، بنابراین بسیاری از تبلیغات را جانبدارانه فرض کرده و نادیده میگیرند. تبلیغات بومی با ارائه اطلاعات یا سرگرمی قبل از جنبه تبلیغاتی، این تعصب را کاهش میدهد و قسمت «تبلیغ» را کمتر جلوه میدهد. همیشه تبلیغات بومی را بهوضوح برچسبگذاری کنید، با کلماتی مانند «تبلیغشده» یا «حمایتشده». اگر این برچسبها مخفی باشند، کاربران ممکن است مدت زیادی با محتوا تعامل داشته باشند بدون اینکه متوجه شوند تبلیغ است. وقتی کاربران بدانند دقیقاً چه چیزی دریافت میکنند، نسبت به محتوای شما و برندتان احساس اعتماد بیشتری خواهند داشت. تبلیغات بومی باید کممزاحمتر از تبلیغات سنتی باشند، اما نباید گمراهکننده باشند.6. بازاریابی تأثیرگذار
بازاریابی تأثیرگذار (Influencer Marketing) در ایران هم مانند سایر کشورها بر همکاری با افراد مشهور یا اینفلوئنسرهای شبکههای اجتماعی تکیه دارد. این افراد میتوانند سلبریتیها، کارشناسان حوزه کاری، تولیدکنندگان محتوا و بلاگرها باشند که با تعداد دنبالکننده زیاد، محصولات یا خدمات شما را معرفی میکنند. این روش برای کسبوکارهای B2B و B2C که میخواهند به مخاطبان جدید دسترسی پیدا کنند بسیار مؤثر است. با این حال، همکاری با اینفلوئنسرهای معتبر و مورد اعتماد بسیار مهم است، زیرا آنها نماینده برند شما هستند و انتخاب اشتباه میتواند اعتماد کاربران به برند شما را خدشهدار کند.7. اتوماسیون بازاریابی
اتوماسیون بازاریابی در ایران نیز با استفاده از نرمافزارها به کسبوکارها کمک میکند کمپینهای دیجیتال مارکتینگ خود را مؤثرتر و هوشمندتر اجرا کنند. این روش به شما اجازه میدهد که بیشتر بر ایجاد استراتژی و محتوای بازاریابی آنلاین تمرکز کنید و کمتر درگیر فرآیندهای زمانبر شوید. آمار نشان میدهد:- ۹۰٪ از مصرفکنندگان انتظار شخصیسازی محتوا دارند
- ۸۱٪ از کاربران میخواهند برندها آنها را بهتر بشناسند
- اطلاعات کاربران را جمعآوری و تحلیل کنند
- کمپینهای هدفمند طراحی کنند
- پیامهای دیجیتال مارکتینگ را در زمان و برای مخاطب مناسب ارسال کنند
8. ایمیل مارکتینگ
ایمیل مارکتینگ در ایران هم محبوب است و ایده آن ساده است: شما یک پیام تبلیغاتی ارسال میکنید و امیدوارید که مخاطب روی آن کلیک کند. اما اجرای آن پیچیدهتر است. برای موفقیت باید اطمینان حاصل کنید که ایمیلهای شما خواسته شده هستند و ارائهدهنده ایمیل مارکتینگ شما:- محتوای ایمیل و موضوع را شخصیسازی کند
- امضای ایمیل با گزینه واضح برای لغو اشتراک داشته باشد
- امکان ارسال ایمیلهای تراکنشی و تبلیغاتی را فراهم کند
- مخاطبان را بخشبندی کنید تا ایمیلهای مرتبط دریافت کنند
- ایمیلها در موبایل و کامپیوتر بهدرستی نمایش داده شوند
- برنامه زمانبندی برای ارسال ایمیلها ایجاد کنید
- تستهای A/B برای بهبود عملکرد انجام دهید
9. بازاریابی موبایلی
بازاریابی موبایلی در ایران اهمیت بالایی دارد، زیرا بیشتر کاربران ایرانی از تلفنهای هوشمند استفاده میکنند. این استراتژی شامل تعامل با کاربران از طریق:- پیامک و پیام چندرسانهای
- اعلانهای شبکههای اجتماعی
- هشدارهای اپلیکیشنهای موبایل
مزایای دیجیتال مارکتینگ
بازاریابی اینترنتی به دلیل دسترسی به مخاطبان گسترده بسیار برجسته شده است، اما مزایای دیگری نیز دارد که میتواند تلاشهای بازاریابی شما را تقویت کند. برخی از مهمترین این مزایا عبارتاند از:دسترسی جغرافیایی گسترده
وقتی یک تبلیغ را آنلاین منتشر میکنید، مردم از هر نقطهای میتوانند آن را ببینند (مگر اینکه محدودیت جغرافیایی تعیین کرده باشید). این ویژگی باعث میشود بتوانید بازار خود را گسترش دهید و با مخاطبان بیشتری از طریق کانالهای دیجیتال مختلف ارتباط برقرار کنید.بهینهبودن هزینه
دیجیتال مارکتینگ نهتنها به مخاطبان بیشتری نسبت به بازاریابی سنتی دسترسی دارد، بلکه هزینه کمتری نیز دارد. هزینه تبلیغات روزنامهای، تلویزیونی یا سایر روشهای سنتی معمولاً بالا است و کنترل کمتری بر اینکه مخاطب هدف شما واقعاً پیام را ببیند، خواهید داشت. با دیجیتال مارکتینگ، میتوانید یک محتوای واحد تولید کنید که همچنان بازدیدکنندگان را به وبلاگ یا سایت شما جذب کند. میتوانید یک کمپین ایمیل مارکتینگ راهاندازی کنید و پیامها را به لیست مخاطبان هدف در زمانبندی مشخص ارسال کنید و در صورت نیاز، زمانبندی یا محتوا را به راحتی تغییر دهید. در مجموع، بازاریابی اینترنتی انعطافپذیری بیشتر و ارتباط مستقیم با مشتریان را با هزینه کمتر فراهم میکند.نتایج قابل اندازهگیری
برای فهمیدن اینکه استراتژی بازاریابی شما مؤثر است یا نه، باید بدانید چند مشتری جذب کرده و چه میزان درآمد ایجاد کرده است. با روشهای بازاریابی سنتی، ردیابی این نتایج دشوار است و اغلب به پرسش مستقیم از مشتریان وابسته است. با دیجیتال مارکتینگ، ردیابی نتایج ساده است. نرمافزارها و پلتفرمهای دیجیتال مارکتینگ بهصورت خودکار تعداد تبدیلهای موردنظر را دنبال میکنند، چه نرخ باز شدن ایمیل باشد، چه بازدید از صفحه اصلی یا خرید مستقیم.شخصیسازی آسانتر
بازاریابی دیجیتال امکان جمعآوری دادههای دقیق مشتریان را فراهم میکند، چیزی که بازاریابی آفلاین قادر به انجام آن نیست. مثلاً اگر خدمات مالی ارائه میدهید و میخواهید پیشنهادهای ویژهای به کاربران اینترنتی که محصولات شما را بررسی کردهاند ارسال کنید، میتوانید دو کمپین هدفمند ایجاد کنید:- یکی برای خانوادههای جوان که محصولات بیمه عمر شما را مشاهده کردهاند
- دیگری برای کارآفرینان جوان که به طرحهای بازنشستگی شما علاقه نشان دادهاند
ارتباط بیشتر با مشتریان
دیجیتال مارکتینگ امکان ارتباط بلادرنگ با مشتریان و برعکس، ارتباط آنها با شما را فراهم میکند. مثلاً استراتژی شبکههای اجتماعی شما وقتی عالی است که مخاطب هدف، پست شما را ببیند، و حتی بهتر زمانی است که آن را کامنت بگذارد یا به اشتراک بگذارد. این تعامل باعث افزایش دیدهشدن محصول یا خدمات شما و ایجاد حس مالکیت و وفاداری به برند میشود.تبدیل آسان و سریع مشتری
بازاریابی دیجیتال به مشتریان اجازه میدهد فورا پس از دیدن تبلیغ یا محتوا اقدام کنند. در تبلیغات سنتی، سریعترین نتیجهای که میتوانید انتظار داشته باشید، معمولاً یک تماس تلفنی است، اما چند نفر در حین انجام کارهای روزمره فرصت تماس دارند؟ با دیجیتال مارکتینگ، مخاطب میتواند روی لینک کلیک کند یا یک پست وبلاگ را ذخیره کند و قیف فروش را بلافاصله طی کند. حتی اگر خرید فوری انجام ندهد، همچنان با شما در ارتباط میماند و فرصت تعامل بیشتر فراهم میشود.نحوه ایجاد یک استراتژی بازاریابی دیجیتال
برای بسیاری از کسبوکارهای کوچک و بازاریابان تازهکار، شروع دیجیتال مارکتینگ ممکن است دشوار باشد، اما با مراحل زیر میتوان استراتژی مؤثر برای افزایش آگاهی، تعامل و فروش ایجاد کرد:- تعیین اهداف SMART اهداف باید مشخص، قابل اندازهگیری، قابل دستیابی، مرتبط و زمانبندی شده باشند. روی اهدافی تمرکز کنید که استراتژی شما را به جلو میبرند.
- شناسایی مخاطب هدف قبل از شروع کمپین، مخاطبان هدف خود را شناسایی کنید. این گروه شامل افرادی است که با ویژگیهای مشابه مانند سن، جنسیت، منطقه جغرافیایی یا رفتار خرید، باید پیام شما را دریافت کنند.
- تعیین بودجه بودجه به شما کمک میکند پول خود را بهطور مؤثر صرف کنید و از هدررفت منابع روی کانالهایی که نتیجه نمیدهند، جلوگیری کند.
- انتخاب کانالهای دیجیتال مارکتینگ از بازاریابی محتوا گرفته تا کمپینهای PPC و سایر روشها، انتخاب کانال بستگی به اهداف، مخاطب و بودجه شما دارد.
- بهبود و ارزیابی کمپینها پس از پایان کمپین، دادهها را تحلیل کنید تا نقاط قوت و ضعف مشخص شود و کمپینهای آینده بهتر طراحی شوند.